الشيخ محمد علي الگرامي القمي

73

شناخت قرآن ( فارسى )

لغت و جمله و هيئت و انتساب فعل . . . همه عموميّت دارند يا بگو اين ها طبق همان قواعد معمولى و خاص هستند ، ليكن قاعدهء كلّى قرآن اين است كه وقتى مىگويند موسى يعنى موسى و هر كه هم فكر او باشد . فرعون يعنى او و همفكرانش ، مستضعف در سورهء قصص يعنى بنى اسرائيل و هر كه استضعاف شده و هر كه چنين باشد . مسأله‌اى كه تذكّرش بسيار لازم است اين است كه بايد ديد آيا همهء الفاظ قرآن در همهء ابعاد گفته شده گسترش دارد ( تا آنجا كه ممكن است ) يا همه و يا بعضى الفاظ در برخى ابعاد گفته شده ؟ و حدود توسعه تا كجاست ؟ به نظر مىرسد ابعاد مزبور گسترش در لسان شرع " تأويل " ناميده مىشود كه از " اوّل " و " مآل " برگشت و نهايت گرفته شده است يعنى مثلا لَهْوَ الْحَدِيثِ « گفتار لهو » را وقتى از نظر ملاك حكمى آن خوب دقّت كنيم مىبينيم مآل و نهايت كار و برگشت ملاك حكم به " لهويّت " برمى گردد ، چون فلان گفتار لهو مىباشد مطرود است ، بنابراين فرقى نمىكند كه محتواى گفتار لهو باشد يا آهنگ آن . پس تأويل اين آيه مطلق لهو است هر چند در آهنگ باشد پس غنا و آواز خوانى يكى از مصاديق و موارد آيه است . اين است كه مىگويند تأويل اين آيه مسئلهء غنا و آواز خوانى است . ليل شب ، كه مورد سوگند واقع مىشود براى اين است كه شناسائى شب اهميّت دارد تا روز و اهمّيّت آن روشن شود ؛ شب ظلمت و تاريكى است و مانع كارهاى معمولى زندگى است ، پس هرگونه ظلمتى چنين